كرانه گمنام

تاریخ ، فرهنگ ، ادبیات ، آداب و رسوم و موسیقی قوم لر و مردمان کهگیلویه و بویراحمد

مکتوب دوم ( سه مکتوب کرانه گمنام ) !
نویسنده : فربد نیک اقبال - ساعت ٤:۳٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ آذر ۱۳۸٦
 

  بنام خداوند جان و خرد  

  مکتوب دوم : بازگشت قاجار !

    "هر برهه  از زمان یک  قوم  آمدند                  چون شعله ای گران،آتش به ما زدند"

    "در دشت سبز ما بادی  نمی وزد                   این سان  نماند و  باز  این نیز بگذرد."

 روزگاری پیش و اگرچه کوتاه، آن زمان که کودکی دانش آموز بودم،در آن گاه پیش از آنکه 

   مقدرات ، خواست ها ، فضیلت ها ، بایدها ، منافع و همه هستی ملت بزرگ ایران را

   یاران انیران و بردگان تفکر زر و زور و تزویر به مسلخ گاه ببرند ، در کتاب تاریخ درسی

   مدرسه می خواندیم و می آموختیم دودمان غیرایرانی قاجار ، چگونه هستی ملت را به

   تاراج بردند.که شرق و غرب ، شمال و جنوب ایران را با بی کفایتی ، بی آرمانی و دوری از

   خواست ملت ایران به بیگانگان بخشیدند. داراییها و ثروتهای ملت را برای سفر به آنسوی

   دنیا حراج می کردند. ننگ معاهدات ترکمانچای و گلستان و ... را بر تارک تاریخ ملت ایران

   نقش کردند.فقر و فساد و گرسنگی و بیماری ، رزالت های اخلاقی ، چند دستگی جامعه

   ما را در چندقدمی نیستی قرار داده بود.و برای همیشه آن بخش از تاریخ این ملت بزرگ

   سیاه و پلید و در نکبت و خواری باقی ماند.

       **********************************************

از آن زمان تا کنون ملت ایران قیام ها کردند تا نظمی راستین و ملی و برخاسته از خواست و اراده

خویش برپا سازند.دریغ که پس از آن همه رنج ها و خون ها همواره قیام های ملت ایران به انحراف

کشانیده شد.باز هم بی تدبیری و بی آرمانی ،دوری از خواست و اراده ملت ایران، باز هم ترس و

ارعاب و کشتار و خفقان!!!  باز هم استبداد و استبداد و جد بزرگش استعمار و دست نشاندگی!!!

پس از آن همه و اینک در این برهه از تاریخ ملت ایران ، شاهد بازگشت قاجار هستیم.!!!

رهبر سیاسی مملکت در پی منفعت گروهی و در امتداد بی تدبیری نه تنها فقر و فساد و گرسنگی

را بر این ملت شریف و ستم کشیده حاکم نمود ، که با بی اعتنایی به خواست و آرمان ها و منافع

ملت ایران با گستاخی سهم ۵۰ درصدی حاکمیت ایران بر دریای مازندران را به دشمنان دیرین ملت

ایران هدیه نمود. باز هم سایه شوم نفوذ روسیه !!! منافع ملی ما در پیش پای پوتین قربانی شد.

جزایر سه گانه به برادران عرب اهدا شد !!! و نام نامی خلیج همیشه ایرانی فارس را زیرکانه و

موذیانه به " خلیج " و " خلیج عربی " تغییر می دهند و آنگاه جناب ریس جمهور ایران با شرکت در

کنفرانس و نشست سران کشورهای حاشیه خلیج عربی ، مهر تایید بر این تاراج زد.

نفت و گاز و آب و منابع زیرزمینی و معادن و همه چیز این ملت ستم کشیده را مابین برادران خود!!!

تقسیم می کنند.هر کجا آمریکا و غرب جنگ و خونریزی بر پا می کند ، وظیفه خطیر و انسانی کمک

رسانی و نوسازی ، بازسازی و نیز شعله ور تر نمودن آتش آن را با سرمایه ها و داراییهای ملت ایران

بر عهده می گیرند.

فقر و فساد و تجاوز و قتل و غارت و خودفروشی و بی عدالتی سراسر ایران و آبروی جامعه ما را

فرا گرفته، ۷۰۰۰۰۰۰ ایرانی زیر خط قرمز فقر زندگی به خواری و دشواری می گذرانند و ۱۰ درصد

آن نیز حتی توان تهیه یک وعده غذای روزانه ندارند و باز هم غارت ادامه دارد.اختلاس و رشوه و ...

فساد اداری و بی عدالتی، عناوین و القاب دهان پرکن و صد البته جیب پر کن ...!!! و کو گوش نوایی.

بنزین را با سهمیه به این ملت می فروشند تا به قول دروغ خودشان صرفه جویی کنند و از آن سو

میلیونها دلار پول نفت و ذخایر ارزی این ملت ستم کشیده بر باد می رود.

کار فروش هستی ملت ایران و صادرات غیر نفتی به صدور کودکان و دختران کم سن و سال این مرز و بوم به

حرمسراهای برادران دینی عرب حاشیه خلیج !!! کشیده و البته الحمدلله از آنجا که دلی پاک و روحی خشنود

از انجام وظیفه داریم و دارند ، همه کور و کر شده ایم.

خود فروشی برای لقمه ای نان یا تکه ای لباس، اعتیاد فراگیر جوانان به انواع مواد مخدر که به وفور در ایران

اسلامی وجود دارد و یافت می شود که سهل الوصول است، فساد اداری، فساد پلیس ، ناکارایی و ضعف

شدید دستگاه قضایی، کنده شدن بنیاد خانواده و سستی آن، غارت منابع نفت و گاز و آب و ... حتی شرف و

ناموس برای کسب دلارهایی که هرگز به جیب و دست و یا حساب ملت ایران نمی روند!!!ترس و ارعاب و

تکفیر و دزدی و غارت و بیماری و بیکاری و دروغ و نبود امنیت ، بخشش سرزمین های ایرانی و دریاهای ایرانی

گرسنگی ، حاکمیت شدید طبقه ای ، نفاق و تفرقه اجتماعی ، تکفیر مصلحین و دلسوزان ،دور نمودن و خالی

کردن فرزندان و نسل بعد این ملت و میهن از هویت و شخصیت واقعی خویش ، تحریف تاریخ و دشمنی با

تمام مظاهر تاریخ و فرهنگ و ادب و فلسفه ایرانی و سعی در نابودی و انحراف آنان،حاکم شدن افراد فاسد

نالایق ، نا توان و بی آرمان و با سوابق زشت و مجرمانه ، و رواج تزویر و ظاهر سازی و دروغ و جاه طلبی و

اعطای عناوین جیب پر کن با سرمنشا الهی به گروه برگزیدگان و نزدیکان و آنان که استاد در تزویر و ریایند.

ترس و تبعید و زندان و اعدام و حبس و شکنجه و ....

این است چهره جامعه و حاکم امروز ما.بلی این است بازگشت قاجار امروز.

اگرچه نه قاجار که حتی نه قوم مغول با ملت ایران چنین نکردند.!!!

 

به حرمت و پاسداری خون هزاران ایرانی و جوان غیرتمند که براه آبادانی و آزادی و استقلال و ناموس این

ملت و کشور در خون خود غلطیدند و نام نامیشان بر تارک تاریخ ثبت است ، این خطابی است از آریوبرزن

به اسکندر مقدونی و اسکندران دوران:

  بدان ای سکندر پس از مرگ من               پس از ریزش آخرین برگ من

 توانی گشایی در پارس را                         نهی بر سرت افسر پارس را

 مبادا شوی غره بر خویشتن                     که ایران بسی پرورد همچو من


 
comment نظرات ()