كرانه گمنام

تاریخ ، فرهنگ ، ادبیات ، آداب و رسوم و موسیقی قوم لر و مردمان کهگیلویه و بویراحمد

پاینده ایران
نویسنده : فربد نیک اقبال - ساعت ٥:۱٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸٦
 

        کنون گرد بادی د مان می وزد                           به ایران و فردای آن می وزد

   پاسارگاد                 آرامگاه کوروش بزرگ

موری برتنه درختی لانه داشت،آوندی از آن درخت چون جویباری از کنار آن لانه می گذشت و همواره

بر مور زمزمه میکرد.روزی آن مور به پی جویی برخاست.با سنگینی خود روی به پایین نهاد و همراه

آوند برفت تا به ریشه های درخت رسید و با آن ریشه ها ژرفای زمین را کاوید و با دانشی بسیار به

لانه باز آمد. او دیگر می دانست که آوندها آن همه آب و خوراک را چگونه از دل خاک بر می گیرند.

مور دانشمند روزی شاهین تیزبینی را از دانش خود با خبر ساخت . شاهین گفت:

(راست است چنین می آورند،اما می دانی به کجا می برند ؟ و می دانی که اگر برای آن بردن نبود،

 هرگز نمی آوردند ! ).


 
comment نظرات ()