كرانه گمنام

تاریخ ، فرهنگ ، ادبیات ، آداب و رسوم و موسیقی قوم لر و مردمان کهگیلویه و بویراحمد

نشانی جدید وبلاگ کرانه گمنام
نویسنده : فربد نیک اقبال - ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ شهریور ۱۳٩۱
 

نشانی جدید وبلاگ کرانه گمنام

باز چون ققنوس روییدیم ز خویــش...

 

درود و سلام فراوان بر کاربران گرامی و دوستان ارجمند

متاسفانه چندی است که وبلاگ کرانه گمنام در ایران فیلتر شده است.لذا از این پس اینجانب وب نوشته های خود را در وبلاگ جدیدم به نام " خط سوم " به نشانی زیر ارایه می نمایم.

شما کاربر و بازدید کننده گرامی را به بازدید از وبلاگ " خط سوم " دعوت میکنم.

 


http://denaboy2.persianblog.ir

 



 
comment نظرات ()

 
نسل پالایی ( سیاست نسل کشی ) !
نویسنده : فربد نیک اقبال - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٧
 

نسل پالایی

پیش از آنکه به اصل مطلب بپردازم ، ذکر این نکته ضروری است که برخی دوستان و یاران

بر من خرده می گیرند ، چرا در وبلاگت که عموما پیرامون قوم لر است گهگاه مطالبی به 

زعم ایشان سیاسی می نویسم که بوی خون می دهد.

خدمت این گروه از یاران می گویم نخست :

اینکه از گفتار فربد بوی خون آید  برون

از دل خونینش این گفتار می آید برون

و سپس اینکه مگر نه پدران و نیاکان لر ما طی قرون متمادی از تاریخ این مرز و بوم در

هنگامه های یورش های ناجوانمردانه دیوصفتان بر خاک ایران زمین و نهادهای ژرف و

قدیم اجتماعی آن مردانه ایستادگی کرده اند و با قیام ها ، مبارزات و دلاوریهای خویش 

از مام وطن و مردم و نهادهای اصیل اجتماعی دفاع کرده اند.تاریخ قوم لر سراسر گویای 

 این رشادتها و جانفشانی هاست ، اینک این منم فرزند همان پدران.سرنوشت ما

فرزندان قوم لر با سرنوشت تمامی اقوام ایرانی از کرد و بلوچ و خوزی و مازنی تا آذری و

خراسانی و تهرانی ،سیستانی ، گیلک و بندری و همه و همه چونان دانه های زنجیری

از مسلسل نسها در هم تنیده و گره خورده است. پس:

نخواهیم تا دلی باشد که خون بگرداند بر آن کاسه چشم و گوشه مغز تا ببیند ، تیره -

روزی روشنی بخشان جهان را !

   نسل پالایی

ملت ایران پس از سال ها از وقوع انقلابی که می توانست ادامه ریشه های صدها ساله

خویش باشد و بزرگترین انقلاب تاریخ ملت ایران و پشت سر گذاردن هشت سال جنگ

نابرابر و نمایش دفاعی بزرگ و مقدس در برابر وحشیان و دیوصفتان و تقدیم خون بهترین

و غیرتمندترین فرزندان خویش در این رزم مقدس ، اکنون بر خرابه های آن دوران نشسته

و نظاره گر انحرافی بزرگ در ریشه های نهضت عظیم و انقلابش ، چشم به فرداها دوخته

و روزگار می گذراند. بخاطر سیاست های ناچار افزایش جمعیت و تشویق زاد و ولد آمار

جمعیتی ایران فردایی خطرناک را نشان می دهد . جمعیتی که غذا، پوشاک،آب ،

بهداشت ، آموزش و آموزش عالی ، تعلیم و تربیت ، شغل و کار و درآمد ، خانه و مسکن

و زندگی انسانی و شرافتمند می خواهد. امکانات و ثروتهای کشور کافی است ولی

اما بیخردی، سوءمدیریت، فساد و اختلاس و رشوه ، سیستم بیمار اداری و اقتصادی،

سیاست های برتری طلبی جهانی،به غارت یغما برده شدن دارائیها و ثروتها و درآمدهای

کشور به دست عده ای معدود و تقسیم فرصت ها و منابع اقتصادی و قدرتی در بین خود

و فرزندان و بستگان هزارفامیل جدید ، بوجود آمدن طبقه ای از اشراف و بزرگان ! که نه

اصالت خانوادگی و شرافت انسانی دارند و نه علم و دانش و نه مسئولیت پذیری در -

اجتماع،بلکه اغلب حرامزادگان و به زعم ما افرادی دون و بی بته و بی بنیان هستند که

با دزدی و قاچاق و تزویر و ریا و البته نزدیکی و قرابت با منابع قدرت این طبقه شوم را

    تشکیل داده اند و چنگ بر منابع و ثروت ها و فرصت های جامعه انداخته اند  و از دیگر

سو مردمانی تیره روز که گرفتار در روزمرگی و شاید در صورت توان بدست آوردن لقمه ای

نان برای شام شب ،قلع و قم اندیشمندان و آزادگان و دربند و حبس کردن مبارزان

و در مجموع بهم ریختگی و نابودی نهادهای اصیل اجتماعی چون خانواده و مذهب و

تعلیم و تربیت و آموزش شرایط را به سوی سیاست وحشیانه نسل پالایی سوق داد و

دولتمردان و تئوریسین های بی اعتقاد و بی آرمان ایشان به گونه ای غیر ملموس و غیر

محسوس سیاست آگاهانه نسل پالایی را در جامعه ایرانی به اجرا گذارده اند.در این

سیاست نهادهای اصیل اجتماعی چونان بنیان خانواده و نیز مذهب و آموزش و تعلیم

و تربیت ویران و نابود و منفعل گردیده و نسل آینده این کشور از هویت و باورها و شخصیت

واقعی خویش بیخبر و دور نگه داشته شده است.فساد جنسی بیداد می کند و جامعه

سراسر تبدیل به یک باشگاه خوشگذرانی شده و جوانا و نوجوانان به جای همت در

کسب فضایل اخلاقی و شرافت و غیرت و دانش اندوزی و آیین مهتری ، سراسر وقت و

عمر خود را در ارضاء قرایض و هوس های جنسی می گذرانند.استعمال انواع مواد مخدر

و سوء استفاده جنسی از کودکان و نوجوانان و حتی جوانان نسلی بی شخصیت و بدون

تعصب و همیت و اعتماد به نفس بوجود می آورد. زن و مرد ، پسر و دختر جسم و روح

خود را به قیمتی ناچیز به فریب خوردگان و قربانیانی چون خود و یا به طبقه اشراف و

بزرگان جدید می فروشند . پول و ثروت حکومت می کند و آنهم در اختیار معدودی است.

اصالت ، بزرگی ، شرافت ، غیرت ، آزادگی، ایثار ، مردانگی دیگر خریداری ندارد.

جامعه به حال خود رها شده تا آنان که در این میدان با نفاق و درویی و ریا و دزدی و

غارت و قدرت جسمی و حکومتی و سیاسی و قاچاق و ارتشا و اختلاس و نزدیکی به

منابع قدرت و سوء استفاده از جسم و روح دیگران و فریب و هزاران پلیدی دیگر ثروت و

قدرت بدست آورده و می آورند به طبقه بزرگان و اشراف بدل شوند و تداوم نسل ایشان

تامین شود. و اما آنان که نتوانند و یا نخواهند با توسل به ابزار فوق قدرت و ثروت کسب

کنند بر دو بخش هستند. گروهی که فرزندان خانواده های اصیل و بزرگ و با بنیان هستند

که با تکیه بر داشته های مالی ، فرهنگی و خانوادگی خود تلاش در بقا دارند و گروه دیگر

فرزندان خانواده های ضعیف  که در گرداب فساد اخلاقی و جنسی ، اعتیاد و روی آوردن

به مواد مخدر و در برخی موارد خودفروشی برای تامین زندگی روزگار به تباهی و مشقت

می گذرانند و اغلب مرگ ونیستی ثمره زندگی آنان است و تداوم نسل ندارند و سهم

مهمی در کاهش جمعیت . اینان معمولا سهم کمی از منابع  و امکانات و فرصت های

جامعه را بدست می آورند یا در اختیارشان قرار می گیرد. 

فرزندان گروه اخیر در سیاست نسل پالایی به مرور قطع نسل شده و معدوم می گردند و

تعداد بسیار کمی از ایشان نجات یافته و تداوم می یابند.در مورد گروه قبل  نیز آنانکه

ندای نسل پالایی را می شنوند و شرایط حاکم را به خوبی تحلیل می کنند حق تقدم

و تداوم داشته و بقا می یابند.گروه نخست نیز می مانند تا جامعه را بسوی رذالت هر

چه بیشتر سوق دهند و تداوم حاکمیت را تضمین نمایند.

در نوشتار بعدی سعی خواهد شد ویژگی های هر گروه و شرایط و باید های آنان را

بیشتر توضیح دهیم .همچنین راه مبارزه و منفعل کردن سیاست نسل پالایی و ویژگی

های گروه راس را بر می شماریم.

 


 
comment نظرات ()

 
از آینده ... !
نویسنده : فربد نیک اقبال - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٧
 

                                                    از گذشته تا آینده ... !

چندی است که به بندرعباس عزیمت کرده و در یکی از پروژه های ساخت سکوی دریایی مشغول به

فعالیت شده ام.در این پروژه گروه ما به ساخت سکوی دریایی برای استخراج گاز از منابع گاز پارس جنوبی

مشغولند.دلیل تاخیر در بروز رسانی وبلاگ کرانه گمنام و نیز سایت " دانلودستان فرزند دنا " نیز اقامت من

در منطقه ای در حوالی شهر بندرعباس و در حدود ۳۵ کیلومتری این شهر در مجتمع کشتی سازی می - 

باشد.پیش از این نیز در شهر یاسوج مدیریت دفتر مرکزی شرکتهای مشترک " نرگس راک " ، " مطمئن کار

دهدشت" و ... را برعهده داشتم.موقعیت کاری پیش آمده در بندرعباس برای من فرصتی مناسب در

کسب تجربه ، شناخت بخشی دیگر از میهن عزیزم و مردمان خوبش و آشنایی با دوستان تازه بهمراه

داشته است.در یکی از روزها ، محو در افکار خود و چشم دوخته به تلاش و کوشش صدها نفر برای

ساخت سکوی دریاییو در شرایط سخت آب و هوای گرم و توام با شرجی و باد و خاک منطقه به یادآوردم

آنچه گفته و نوشته اند ازساخت اهرام ثلاثه مصر و بناهای تاریخی و عزیمی چون تخت جمشید و ...

می گویند که هزاران برده در تلاشی طاقت فرسا و در شرایطی دردناک تخته سنگهای عظیمی را صدها

کیلومتر با ابزار و ادوات و امکانات آنروز حمل کردند و سنگ بر سنگ نهادند تا اهرام را بسازند ، گاه جنازه

آنان که از شدت سختی کار و شرایط و بار تحمل ستم و فشارهای جسمی و روحی جان می سپردند را

در لابلای جرز دیواره ها و مابین تخته سنگ ها می نهادند تا سبب قوت و استحکام بنای اهرام شوند.

تاریخ برده داری و بهره کشی که به درازای تاریخ تمدن بشری قدمت دارد سراسر پر از این حکایات و روایات

است.

و اما دگر سو ، تعجب و شگفتی ما از اینکه بشر آنروزها چگونه و با چه ابزار و فنون و ادواتی و با بهره بردن 

از چه سطح و میزان از دانش و فن و تکنولوژی چنان یادگارهای بزرگی را از خود بر جای گذاشته است.

در همین افکار از گذشته تا به امروز سیر می کردم که ناگاه به یا آوردم از آیندگان!!!

 

سکوی دریایی

 

یادآوردم که آیندگان ما ، صدها و هزاران سال دیگر به سکوی دریایی که امروز ما می سازیم ، خواهند

نگریست و از دیدن چنین سازه عظیمی در وسط دریاها که پایه تا ژرفای دریا دارد ، به شگفتی خواهند افتاد

.به ابزار ها امکانات ، فنون ، علم و دانش و تکنولوژی عصر خود در آینده خواهند نگریست و آنگاه خواهند

نوشت، گفت و شنید که  هزاران سال پیش صدها برده در تلاشی شبانه روز  و در شرایطی سخت و دور از

زادگاه و خانواده، عزیزان و دوستان ، با ابزاری ساده !!! دانشی اندک !!! چنین سازه بزرگ و عظیمی را

سا-ختند ، به وسط دریا بردند ، تا منابع و ثروتهای  اهدایی طبیعت و نظام هستی را از دل دریاها بیرون

کشند ،تا ...خواهند نوشت که این بردگان ، خود سهمی از این همه ثروت نداشتند.

خواهند نوشت که صاحبان زر و زور و تزویر چگونه حاصل تلاش ، رنج ، زحمت و تحمل مشقات آن بردگان را

به غارت یغما بردند.همانگونه که تاریخ هزاران بار گواهی بر آن داد.

 


 
comment نظرات ()

 
مکتوب دوم ( سه مکتوب کرانه گمنام ) !
نویسنده : فربد نیک اقبال - ساعت ٤:۳٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ آذر ۱۳۸٦
 

  بنام خداوند جان و خرد  

  مکتوب دوم : بازگشت قاجار !

    "هر برهه  از زمان یک  قوم  آمدند                  چون شعله ای گران،آتش به ما زدند"

    "در دشت سبز ما بادی  نمی وزد                   این سان  نماند و  باز  این نیز بگذرد."

 روزگاری پیش و اگرچه کوتاه، آن زمان که کودکی دانش آموز بودم،در آن گاه پیش از آنکه 

   مقدرات ، خواست ها ، فضیلت ها ، بایدها ، منافع و همه هستی ملت بزرگ ایران را

   یاران انیران و بردگان تفکر زر و زور و تزویر به مسلخ گاه ببرند ، در کتاب تاریخ درسی

   مدرسه می خواندیم و می آموختیم دودمان غیرایرانی قاجار ، چگونه هستی ملت را به

   تاراج بردند.که شرق و غرب ، شمال و جنوب ایران را با بی کفایتی ، بی آرمانی و دوری از

   خواست ملت ایران به بیگانگان بخشیدند. داراییها و ثروتهای ملت را برای سفر به آنسوی

   دنیا حراج می کردند. ننگ معاهدات ترکمانچای و گلستان و ... را بر تارک تاریخ ملت ایران

   نقش کردند.فقر و فساد و گرسنگی و بیماری ، رزالت های اخلاقی ، چند دستگی جامعه

   ما را در چندقدمی نیستی قرار داده بود.و برای همیشه آن بخش از تاریخ این ملت بزرگ

   سیاه و پلید و در نکبت و خواری باقی ماند.

       **********************************************

از آن زمان تا کنون ملت ایران قیام ها کردند تا نظمی راستین و ملی و برخاسته از خواست و اراده

خویش برپا سازند.دریغ که پس از آن همه رنج ها و خون ها همواره قیام های ملت ایران به انحراف

کشانیده شد.باز هم بی تدبیری و بی آرمانی ،دوری از خواست و اراده ملت ایران، باز هم ترس و

ارعاب و کشتار و خفقان!!!  باز هم استبداد و استبداد و جد بزرگش استعمار و دست نشاندگی!!!

پس از آن همه و اینک در این برهه از تاریخ ملت ایران ، شاهد بازگشت قاجار هستیم.!!!

رهبر سیاسی مملکت در پی منفعت گروهی و در امتداد بی تدبیری نه تنها فقر و فساد و گرسنگی

را بر این ملت شریف و ستم کشیده حاکم نمود ، که با بی اعتنایی به خواست و آرمان ها و منافع

ملت ایران با گستاخی سهم ۵۰ درصدی حاکمیت ایران بر دریای مازندران را به دشمنان دیرین ملت

ایران هدیه نمود. باز هم سایه شوم نفوذ روسیه !!! منافع ملی ما در پیش پای پوتین قربانی شد.

جزایر سه گانه به برادران عرب اهدا شد !!! و نام نامی خلیج همیشه ایرانی فارس را زیرکانه و

موذیانه به " خلیج " و " خلیج عربی " تغییر می دهند و آنگاه جناب ریس جمهور ایران با شرکت در

کنفرانس و نشست سران کشورهای حاشیه خلیج عربی ، مهر تایید بر این تاراج زد.

نفت و گاز و آب و منابع زیرزمینی و معادن و همه چیز این ملت ستم کشیده را مابین برادران خود!!!

تقسیم می کنند.هر کجا آمریکا و غرب جنگ و خونریزی بر پا می کند ، وظیفه خطیر و انسانی کمک

رسانی و نوسازی ، بازسازی و نیز شعله ور تر نمودن آتش آن را با سرمایه ها و داراییهای ملت ایران

بر عهده می گیرند.

فقر و فساد و تجاوز و قتل و غارت و خودفروشی و بی عدالتی سراسر ایران و آبروی جامعه ما را

فرا گرفته، ۷۰۰۰۰۰۰ ایرانی زیر خط قرمز فقر زندگی به خواری و دشواری می گذرانند و ۱۰ درصد

آن نیز حتی توان تهیه یک وعده غذای روزانه ندارند و باز هم غارت ادامه دارد.اختلاس و رشوه و ...

فساد اداری و بی عدالتی، عناوین و القاب دهان پرکن و صد البته جیب پر کن ...!!! و کو گوش نوایی.

بنزین را با سهمیه به این ملت می فروشند تا به قول دروغ خودشان صرفه جویی کنند و از آن سو

میلیونها دلار پول نفت و ذخایر ارزی این ملت ستم کشیده بر باد می رود.

کار فروش هستی ملت ایران و صادرات غیر نفتی به صدور کودکان و دختران کم سن و سال این مرز و بوم به

حرمسراهای برادران دینی عرب حاشیه خلیج !!! کشیده و البته الحمدلله از آنجا که دلی پاک و روحی خشنود

از انجام وظیفه داریم و دارند ، همه کور و کر شده ایم.

خود فروشی برای لقمه ای نان یا تکه ای لباس، اعتیاد فراگیر جوانان به انواع مواد مخدر که به وفور در ایران

اسلامی وجود دارد و یافت می شود که سهل الوصول است، فساد اداری، فساد پلیس ، ناکارایی و ضعف

شدید دستگاه قضایی، کنده شدن بنیاد خانواده و سستی آن، غارت منابع نفت و گاز و آب و ... حتی شرف و

ناموس برای کسب دلارهایی که هرگز به جیب و دست و یا حساب ملت ایران نمی روند!!!ترس و ارعاب و

تکفیر و دزدی و غارت و بیماری و بیکاری و دروغ و نبود امنیت ، بخشش سرزمین های ایرانی و دریاهای ایرانی

گرسنگی ، حاکمیت شدید طبقه ای ، نفاق و تفرقه اجتماعی ، تکفیر مصلحین و دلسوزان ،دور نمودن و خالی

کردن فرزندان و نسل بعد این ملت و میهن از هویت و شخصیت واقعی خویش ، تحریف تاریخ و دشمنی با

تمام مظاهر تاریخ و فرهنگ و ادب و فلسفه ایرانی و سعی در نابودی و انحراف آنان،حاکم شدن افراد فاسد

نالایق ، نا توان و بی آرمان و با سوابق زشت و مجرمانه ، و رواج تزویر و ظاهر سازی و دروغ و جاه طلبی و

اعطای عناوین جیب پر کن با سرمنشا الهی به گروه برگزیدگان و نزدیکان و آنان که استاد در تزویر و ریایند.

ترس و تبعید و زندان و اعدام و حبس و شکنجه و ....

این است چهره جامعه و حاکم امروز ما.بلی این است بازگشت قاجار امروز.

اگرچه نه قاجار که حتی نه قوم مغول با ملت ایران چنین نکردند.!!!

 

به حرمت و پاسداری خون هزاران ایرانی و جوان غیرتمند که براه آبادانی و آزادی و استقلال و ناموس این

ملت و کشور در خون خود غلطیدند و نام نامیشان بر تارک تاریخ ثبت است ، این خطابی است از آریوبرزن

به اسکندر مقدونی و اسکندران دوران:

  بدان ای سکندر پس از مرگ من               پس از ریزش آخرین برگ من

 توانی گشایی در پارس را                         نهی بر سرت افسر پارس را

 مبادا شوی غره بر خویشتن                     که ایران بسی پرورد همچو من


 
comment نظرات ()

 
مکتوب اول ( کرانه گمنام ) :
نویسنده : فربد نیک اقبال - ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ آبان ۱۳۸٦
 

خدایا کی دگر این ناله ها فریاد میگردد
خدایا کی بشر آزاد از این بیداد میگردد
و نظمی نو بر این ویرانه ها بنیاد می گردد.
===================================

مکتوب نخست

اندر احوالات حکومت کریه رویان درشت گفتار و زشت کردار

دوهزار و پانصدو اندی سال پیش مردمانی با فرهنگ رخشای همه انسانی ، دلی روشن از نور یکتاپرستی

نوعدوستی ، با شرافتی بس گفتنی و رادمردی و غیرت مثال زدنی در نبرد با اهریمن زشت خوی پلیدی

در سرزمینی سرسبز و پربار و زیبا که از کران تا به کران عالم گسترده بود تحت حکومت پادشاهی پیامبر

صیرت ، زیباروی و شریف به نام کوروش بزرگ می زیستند. شهره در علم و دانش ، حکمت و فلسفه و مومن

به پروردگاریکتا و شرافت انسانی.

در آن روزگاران رسم برده داری افتخار همسایگان بی فرهنگ و دور از تمدن و وحشی آنان بود. وحشیان

دختران بی گناه زنده در گور می کردند و خداوند یکتای را در کعبه ای پر از اصنام سنگی می جستند.با خوی

شیطانی خود در حال پرستش شیاطین سنگ بر شیطان خیالی می زدند.داستان جن و پری می گفتند.

گوشت سوسمار می خوردند و شیر شتر.برادر می کشتند تا زن و مال او به غنیمت گیرند.بیماران خود با

چوب می کوفتند تا روح شیطان از قالبش به دور کنند و .....

در این احوال پادشاه سرزمین آسمانی و مردمان با فرهنگ پارس، نخستین منشور حقوق بشر حکم نمود

و مردمان در بند بسیار از بردگی وارهانید. به عدل و داد حکومت می کرد و علم و دانش می گستراند.

ناگاه چه شد که شمشیر برنده وحشیان بر منطق و دانش غلبه کرد و جهان راه کژی و ناراستی پیمودن

آغاز کرد؟! کتابها را در آتش سوزاندند و دارا و ندار را برادر خواندند تا بدین حیلت هم مال و زن برادرها ستانند

و هم غارت را از پدران به میراث برده شرافت دانند!!!!

وحشی گری آغاز شد. قتل و غارت و بی فرهنگی و ستم و زشتی و خیانت و ....!!!

گفتند : خدای گفته که جان و مال و ناموس غیر !!! مباح است بر برادران !!!!

و سرگذشت قلعه حیوانات به کرات در تاریخ تکرار شد.گروهی اندک فرزندان و مقربان خدا شدند و دیگران

پا گرفته از بنیاد نطفه ای زشت و بی ارزش.نمایندگان رسمی و چرتی و هرزه طلب خداوند بسیار شدند.

برادر خون برادر ریخت و فرزند مادر به بازار فروش بردگان برد تا شاید گوشه ای از بهشت یا دمی آسایش با

حوریان درشت چشم و یا چند متری از رودخانه های شیر و عسل موعود را در این معامله از خداوند بستاند.

به خدا دروغ ها بستند و نمایندگانی فراوان در رفت و آمد شدند تا شاید در این معامله سهمی بیش از

سایر فرشتگان مقرب نصیب آدمی شود و در این حال بود که هابیل غرق در خون شد تا نذر قابیلیان نزد خدا

پذیرفته شود.محک ارزش آدمی با تمام شرافت هایش ، شتر شد. و زن این مادر هستی و پاک ترین آفریدگار

شریف با شیطان برابر شد و نیم مرد ارزید.

خداوند در خانه ای حبس شد تا آدمیان هر سال یکبار بیایند و مانند موزه مردگان ببینندش و برای قربانی شدن

شرافت و فضیلت انسانی در پایش قربانی کنند.

سال ها و قرن ها بدین خاری گذشت و سوشیانسی و مصلحی یا حتی مسیحی نیامد تا شرافت بازستاند.

همچنان این سیه روزی برپاست و آدمی هر روز در جهالت خود با تمام همت تلاش می کند .بیایید دشمنان

خدا را شمع آجین کنیم و هر آنچه در کتابهایشان است به آتش زنیم و هم خودشان که از آتشند.

هر چه لازم بود خداوند در کتابهایش برایمان نگاشت .دیگران عبس است و جهههههههههل!!!!!!!!

هر روز فرزندان شیطان زاده شدند و پرورش یافتند و می یابند و از خون و شرف انسانی ارتزاق می کنند.

پیرانی چرتی و هرزه و با زیبارویان بنشسته و عصا زنان زر چون موش پنهان کرده هم از آتش اجاق منزلگاه

دیرین شیاطین جهل و نادانی به هر حیله و نیرنگ و فریب پاسداری می کنند.

آنان که مقربینند در درگاه از خاک تا افلاک می چرند و تجاوز می کنند و ستم می کنند و بر مال و ناموس

و شرف مردمان دست می یازند ، خون می ریزند و دسته جمعی گوشت بشر می خورند و جان بی مقدارش

میستانند.و آنان که لایق این مقام از سوی عرش کبریایی نیستند در آن حال که گرسنه مورد تجاوز و ستم

قرار می گیرند دست بر آسمانها با توکل و توسل روزگار به نکبت و فریب خود می گذرانند.!!!

جهان سراسر در تباهی شده. در شرق این حکایت و در میان و غرب هم چه خونها به ناحق می ریزند تا دگر

بار معبد سلیمان نبی بر پا کنند و هیکل بر جا. بازار کاهنان زهوار در رفته عهد جاهلیت گرم است.

و اما در این میان سرزمین باستانی پارس با آن شکوه پیشین دردناک تر حکایتی دارد.

هزاران سال پس از آن همه شرافت و زیبایی و انسانیت و عدل و نظم، کریه خویی درشت گفتار و زشت کردار

از نسل نامیمیون آهن و آتش با قدی کوتاه و ابروانی شکسته ، و منظری زشت که حکایت از ذات و درون

و تشنگی به خون در او دارد بر جان و مال و ناموس و هستی پارسیان با فرهنگ به همت دیوان بزرگ حاکم

گشته. نخواهد توانست چون خدای نمی خواهد که اگر او را به خود واگذارند تمام زنان عالم صیغه خواهد کرد

و جهان به آتش خواهد کشید. بسیار خون خواهد ریخت تا انتقام پلیدی ذات و منظر خود و آبایش از جهانیان

بستاند. پس از سالیان نمونه ای تکامل یافته از فرزندان ماکیاولی آراسته به آیین شهریاری تمام و کمال

جهش یافته و مقرب حق گردیده و با مصلح در گفتگو بنشسته به همت کاهنان و جادوگران پیر و بی خاصیت

به باور آمد تا نا تمام کار شیطان تمام کند و جهان در تاریکی کامل و سیاه جادوی پیران چرتی و هرزه قرار

دهد.

می آید. مردی . مردی از شرق یا غرب !

می آید اما از نسل فرزندان آدم .از گوشت و پوست و خون .واقعی و طبیعی.

می آید تا تمام این سیه بازیها را و سیه روزی بشری را بنام انسانیت باطل کند .سحر کاهنان پیر جفنگ گوی

را .سحر دیوانگان هرزه را. ستمکاران را . دروغگویان را . زشت خویان را.

    ﴿ اندکی صبر ، سحر نزدیک است ﴾

اما نه از آنسوی که فریبی بیش نبود .بل از آنسوی که ناموس ازلی طبیعت و ذات پروددگار زیبا مقرر دارد.

 

 

 
comment نظرات ()

 
سلامی از کرانه گمنام
نویسنده : فربد نیک اقبال - ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٦
 

بنام خداوند جان و خرد

سه مکتوب : ﴿ پست و نوشتار بعدی وبلاگ کرانه گمنام در تاریخ 8/8/1386 ﴾.

  1- بازگشت قاجار و تاراج هستی ملت ایران.

 2 - گفته شد کاین نیم مرده سخت جانی میکند!

﴿ ضربه نهایی به نهاد خانواده !!! ﴾

3  - به غایت کریه منظر و بی هنر ، درشت گفتار و زشت کردار!

﴿ اندر احوالات حکومت نابخردان و ابلهان و دروغگویان ﴾.

این نوشتار را در تاریخ 8 / 8 / 1386 در وبلاگ کرانه گمنام بخوانید.

 


مدتی طولانی است که نتوانستم وبلاگ کرانه گمنام را به روز کنم و به دوستان و یاران گرامی و عزیزم در

جهان پهناور وب سربزنم.همواره در این اندیشه بودم تا پس از رفع موانع و مشکلات در اولین فرصت ممکن این

وبلاگ را بروز کرده و به یاران و دوستان بپیوندم.

در این مدت از یکسو دامنه دات کام سرویس دهنده پرشین بلاگ مورد تعرض برادران ایمانی و دینی عراقی و

عجم ستیز و یاران عرب دوست ایرانی ستیز داخلی قرار گرفت که منجر به تعطیلی موقت اولین سرویس

دهنده وبلاگ فارسی و وبلاگ های این سرویس دهنده شد که در نهایت با تبدیل دامنه به دامنه دات آی آر

ملی قضیه حل شد و برای باری دیگر دشمنان ایران و ایرانی و دست نشاندگان دروغ پرداز و ابله و زشت خوی

داخلی ایشان تسلیم شدند و باز فریاد آزادی خواهی فرزندان ایران کهن برای برپایی نظمی استوار و انسانی

و ایرانی آغاز شد. " باز چون ققنوس روییدیم ز خویش .... "

این ماجرا و نیز بیماری شخصی و در پایان نیز درگذشت دایی بزرگوارم موجب گردید تا در این مدت دور از شما

یاران و عزیزانم باشم.

حال آمده ام تا از این پس در کنار هم راویان قصه های رفته از یاد باشیم.تا بسازیم ایران آباد و آزاد فردایمان را

بر ویرانه های جاهلیت ها و ناپاکی های انیران امروز.


در این مدت با یاری برخی دوستان بخش دانلودستان و خدمات وبلاگ کرانه گمنام راه اندازی شده است.امکانات

دانلود موسیقی محلی لری ، دانلود انواع نرم افزارهای کاربردی ، دانلود انواع ف ی ل ت ر ش ک ن های قوی

و جدید ، بخش دایرکتوری تشریحی و نیز ارائه دعوتنامه های پرشین گیگ و پارسا اسپیس از خدمات این بخش

است.در ضمن این بخش بصورت هفتگی بروز می شود و فایل ها و مطالب جدید به آن اضافه می شود.

ورود به بخش دانلودستان و خدمات وبلاگ کرانه گمنام.

پیش تر قرار بود سایت قوم لر راه اندازی شود که علی رغم پرداخت هزینه های آن به دلیل کلاهبردار بودن

شرکتی که قرار بود خدمات هاست و دامین و طراحی را ارائه دهد فعلا این پروژه به تعویق افتاده است.

در مجال های بعدی طی نوشتاری شما را با ترفندهای این شرکت کلاهبردار ﴿ iran safe host ) آشنا خواهیم

کرد.کلیه اسناد و مدارک لازم در اثبات کلاهبردار بودن شرکت ایران سیف هاست متعاقبا انتشار خواهد

یافت.

 در تاریخ8 / 8 / 1386 نوشتار بعدی این وبلاگ با عنوان سه مکتوب را بخوانید.


 
comment نظرات ()

 
وقتی تو می گویی وطن ... !
نویسنده : فربد نیک اقبال - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٦
 

             وقتی تو می گویی وطن                     من خاک بر سر می کنم

             گویی شکست شیر را                        از  موش  باور  می کنم

            کرانه گمنام ( سد سیوند را آبگیری نکنید )                     کرانه گمنام تر از مام میهن

با نگرشی اجمالی در تاریخ ایران می توان دریافت که در دوران های متمادی هجمه ها و یورش های سهمگین و

بنیان برکن فراوانی بر ملت ایران و فرهنگ رخشا و هویت همه انسانی آن روا گشته است، که وقوع آن یورشها

بر هر ملت دیگری ، بی گمان بنیان آن ملت را از هم می پاشید. از یورش اسکندر و مقاومت دلیرانه آریوبرزن و

خواهر شیرزنش یوتاب ، به آتش کشیده شدن تخت جمشید در پی هوس پلیدی چون تائیس تا هجمه ناجوانمر-

دانه مغول و کشتار بزرگان و ویرانی مراکز علم و دانش و قتل عام ایرانیان و از پس آن یورش فرهنگ ستیز عرب

که در پی آن کتابخانه ها به آتش کشیده شد و کاخ ها به غارت رفت و پیکر ملت بزرگ ایران در زیر سم اسبان

بیگانگان  و مزدوران داخلی شان به شدت آسیب دید. تاریخ ما ذره به ذره و لحظه به لحظه سرشار از عبرت و

آموزش است . با وجود هجمه ها و یورش های فراوان و تخریب نمادها وآثار و بناهای تاریخی کشورمان و قتل -

عام ملتمان و کشتار نخبگان و بزرگانمان ، به آتش کشیده شدن کتابها ، کتابخانه ها و مراکز دانش ، اما باز ایران

و ایرانی ماند پابرجا و استوار.  ﴿ ما را چه باک که روح ملت ایران مسخر نشد .

و اما باز هم تکرار تاریخ .....

اینک این یورش ناجوانمردانه و فرهنگ ستیزانه ای است که بر پیکر خسته از حوادث روزگاران ، بر ملت ما روا

می شود. سد سیوند با بی توجهی به خواست و اراده ملت ایران آبگیری می شود تا آنچه را آتش هوس تائیس

نتوانست نابود کند ، به آب بسپارد. تا ریشه های تاریخی و هویت فرهنگی ملت ما را بخشکاند.

بی گمان آبگیری سد سیوند با منافع ملی ، فرهنگی ، اقتصادی  و اجتماعی ما ایرانیان در تضاد آشکار است.

هنوز هستند کسانی که از عظمت و سرفرازی ملت ایران در هراسند، که از فرهنگ و هویت تاریخی ما در -

هراسند. فرهنگ ستیزی و هویت زدایی و قطع ریشه های هویتی ملت ما به آبگیری سد سیوند و تخریب

پاسارگاد و آرامگاه کوروش بزرگ و نیز تخریب صدها اثر و محوطه تاریخی در تنگ بلاغی و دشت پاسارگاد ختم

نمی شود . این پروژه بزرگ فرهنگ ستیزی و هویت زدایی که جز ثمر بی فرهنگی ، بی هویتی ، بی آرمانی

کج فهمی و نشان دوری از خواست و اراده ملت ایران نیست شامل تخریب و زدودن تمامی آثار تاریخ و فرهنگ

و هویت هزاران ساله ایرانی در سراسر این سرزمین است. در زیر فهرست وار به گوشه ای بسیار کوچک از

اینگونه اقدامات ناجوانمردانه از پروژه ضد ملی هویت زدایی و فرهنگ ستیزی و تخریب نمادهای تاریخی و

فرهنگی و هویتی ملت ایران اشاره می شود.

۱- در کتب درسی و بویژه تاریخ هیچ اثری از تاریخ و فرهنگ با عظمت و هزاران ساله ملت ایران و بویژه دوران

عظمت ایرانیان جهت آشنایی نسل آینده و مردان و زنان فردای ایران به چشم نمی خورد !

۲-صدا و سیما ، رسانه مثلا ملی ! کمتر و یا هیچ به ساخت آثار تاریخی از دوران های پرافتخار تاریخ ملت ایران

می پردازد . و در اقدامی آگاهانه یا ناآگاهانه در فیلمها و سریال های ساخته شده از نام های ماندگار و اصیل

ایرانی مانند:﴿ داریوش ، کوروش ، خشایار و ... ﴾ برای نقش های منفی و یا سوژه های مسخره استفاده

می کند. اینگونه رسانه ملی نسل فردای این ملت را برای جهان امروز و فردا تجهیز می کند!

و اما بی توجهی ها و تخریب ها :

۳- غرق کردن آرامگاه کوروش و دشت تاریخی پاسارگاد با صدها اثر و محوطه باستانی بی نظیر در آب!

۴- آسیب دیدن نقش برجسته انسان بالدار در مجموعه پاسارگاد !

۵- با افتتاح سد ملاصدرا به دست احمدی نژاد ، تپه مهرعلی و آثار باستانی پیش از تاریخ و محوطه های دوران

ساسانی به زیر آب رفت!

۶- به زیر آب رفتن محوطه پیش از تاریخ در پشت سد گلابر زنجان!

۷- اصرار نیروی انتظامی بر ساخت یک کلانتری در وسط بافت تاریخی شهر یزد!

۸- فروریختن بخشی از گنبد مسجد جامع  ۱۲۰۰ ساله ساوه و تخریب این اثر تاریخی در اثر هجوم موریانه ها و

 بی توجهی سازمان میراث فرهنگی !

۹- حراج نمادها و آثار ایران باستان در شهر لندن !

۱۰- حراج الواح ایران باستان در شهر شیکاگو !

۱۱- حکم دادگاه انگلیسی برای حراج ۱۸ قطعه اثر تاریخی ایرانی متعلق به تمدن هلیل رود !

۱۲- بی توجهی سازمان میراث فرهنگی در ازدیاد روزافزون گلسنگ در تخت جمشید و خطر تخریب آن !

۱۳- نابودی درختان کم نظیر دشت پاسارگاد !

۱۴- عبور مسیر راه آهن و کارگاههای احداث آن از مقابل نقش رستم !

۱۵- نابودی و غرق شدن آثار باستانی و شهر باستانی ساسانی در منطقه سلمان فارس و سد سلمان !

۱۶- حفاری در مسجد جامع تهران بدون اطلاع و اجازه سازمان میراث فرهنگی و غارت اشیای کشف شده در آن

۱۷- غارت و تخریب محوطه های باستانی و آثار باستانی خوزستان !

۱۸- غارت و قاچاق اشیاء تمدن جیرفت طی ۱۰ سال گذشته و انتقال این آثار به کشورهای انگلستان و ژاپن !

۱۹- احاطه آرامگاه فردوسی بزرگ توسط دکل های برق ، انفجار در مکان های باستانی و تاریخی برای جاده  -

 سازی ، و هزاران مورد تخریب و غارت و نابودی آثار تاریخی و باستانی در توس و طاق بستان و اصفهان و شیراز

و تاکی و یاسان و جای جای ایران زمین .... !

و اما ملت ایران چونان تمامی ادوار تاریخ روحش تسخیر ناپذیر است و باز متحد و سرافراز از هویت تاریخی و

فرهنگیش پاسداری خواهد کرد.

﴿ به امید ایرانی آباد و آزاد و مستقل و سرافراز و نیرومند﴾.              

    هر برهه  از زمان یک  قوم  آمدند                  چون شعله ای گران،آتش به ما زدند

    در دشت سبز ما بادی  نمی وزد                   این سان  نماند و  باز  این نیز بگذرد.


 
comment نظرات ()

 
به یعقوب یادعلی و دارودسته اش
نویسنده : فربد نیک اقبال - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

ندارم شکوه ای از عشق،در دل آتشی دارم

 

                                                                 که من از پرتو این آتش است ار تابشی دارم.

 

هر  چه من ز اظهار  راز  دل تحاشی  میکنم

 

بهر احساسات خود مشکل تراشی میکنم

 

باز  چشمم  بیشتر  آتشفشانی می کند.....

 

قلم خودکار ۷۰۰ ریال،کاغذ A4 برگی ۶۰ ریال،کامپیوتر از دم قسط و اینترنت هم ساعتی ۱۵۰۰ ریال. واقعا که

 

هزینه روشنفکر قلمداد شدن و طاووس علیین شدن چقدر ارزان است.

 

یک نفر و یا چهارنفر به فراخور حال سفارش دهنده در آنی دهها وبلاگ ثبت می کنند،مافیایی تشکیل می دهند

 

،چند روزی روشنفکر بازی و اهل قلم بودن را تجربه می کنندو سپس میمیرند.می میرند ،چون نه در دلها یادی

 

،نه در یادها جایی و نه به جای ها راهی ندارند. می نویسند عصر ارتباطات و دهکده جهانی است پس بیایید:

 

﴿ یادعلی را به یاد داشته باشیم﴾. نه می دانند دهکده جهانی چیست و کدام است ! و نه عصر ارتباطات ومولفه-

 

های آن و چهارچوب های فرهنگی و فکری آن را می شناسند! علمشان شنیداری است و حافظه شان  نیز

 

بارگذاری شده! بازار گرمی برپاشده! هر که قال مخالفت با سیستم حاکم را بلند کند،چه با اندیشه و پشتوانه

 

علمی و ایدئولوژیک و چه بصورت فله و دیمی می شود روشنفکر و آزادیخواه.

 

نه پایبند فرهنگ هستند و نه هویت ملی. برایشان فرقی نمی کند پاسارگاد را به آب ببندند ،لر را مضحکه کنند،

 

کرد را خرابکار بنامند ،دار ها برپا کنند ،مردان مرد را در دخمه ها و در بند کنند ، ایرانی را خالی از هویت کنند ویا

 

تاریخ سراسر افتخار ملت ایران زمین را سراسر رذالت و پلشتی  نشان دهند و نیاکانمان را به سخره بگیرند.

 

فقط می خواهند روشنفکر باشند و معروف شوند!

 

می گویند چون نوشت بر خلاف قانون بازداشت شد. اما مستدل به اسناد و مواد قانون نمی کنند و نمی گویند!

 

می گویند دیگر از این پس آزادی و مدنیت بر باد رفته! ﴿ای دل غافل و ای یاد بی یاد،از دیر خبری !﴾

 

مهم نیست چه نوشته؟! مهم نیست با احساسات یک قوم بزرگ و حیثیت مردمانی شریف ، نجیب ، اصیل و

 

سخت کوش بازی کرده است.﴿مهم خیمه شب بازی خودشان است !﴾

 

می گویند تصمیم احساسی گرفته اید! ..... نه ! احساساتمان به بازی گرفته شده است.به هویت پرافتخارما

 

توهین شده است.

 

میخانه  اگر  ساقی صاحب نظری  داشت                                میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت!

 

بهراسید از غیرت و خشم دلاور مردان و شیر زنان قوم لر !!!

لینک های مرتبط:

ادبیات .. توهین.. پشت پرده!! «یعقوب یادعلی» کیست و چه نوشته است؟

بازداشت نویسنده کتابهای توهین آمیز در مورد استان پس از 2 سال انتشار !

این چه امتحانی است که قرار است با هتک حیثیت از ما برگزار گردد

 

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()

 
پاینده ایران
نویسنده : فربد نیک اقبال - ساعت ٥:۱٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸٦
 

        کنون گرد بادی د مان می وزد                           به ایران و فردای آن می وزد

   پاسارگاد                 آرامگاه کوروش بزرگ

موری برتنه درختی لانه داشت،آوندی از آن درخت چون جویباری از کنار آن لانه می گذشت و همواره

بر مور زمزمه میکرد.روزی آن مور به پی جویی برخاست.با سنگینی خود روی به پایین نهاد و همراه

آوند برفت تا به ریشه های درخت رسید و با آن ریشه ها ژرفای زمین را کاوید و با دانشی بسیار به

لانه باز آمد. او دیگر می دانست که آوندها آن همه آب و خوراک را چگونه از دل خاک بر می گیرند.

مور دانشمند روزی شاهین تیزبینی را از دانش خود با خبر ساخت . شاهین گفت:

(راست است چنین می آورند،اما می دانی به کجا می برند ؟ و می دانی که اگر برای آن بردن نبود،

 هرگز نمی آوردند ! ).


 
comment نظرات ()