بازی وبلاگی کرانه گمنام !

                                                          ﴿  بازی من ﴾ !

چندی پیش دوست عزیز و اندیشمندم جناب رضا خرم آبادی به روال مرسوم وبلاگنویسان مرا به بازی وبلاگی

دعوت کردند.از آنجا که طولانی زمانی نیست که به وبلاگنویسی روی آورده ام ، چندان با کم و کیف بازی آشنا

نیستم . با مشورتی که با برخی دوستان داشتم و نیز مطالعه وبلاگ شرکت کنندگان در بازی و نیز وبلاگ جوان

، دانستم که در این بازی ، شرکت کننده آنچه را تاثیر گذار در زندگی خویش می شناسد برای دیگران بازگو می -

کند.از این طریق خوانندگان و کاربران بیش از پیش با نویسنده وبلاگ آشنا می شوند.تصمیم گرفتم تا بطور موجز

خود را معرفی کرده و بشناسانم.عوامل تاثیر گذار در زندگی ام در مراحل مختلف را بازگو کنم.در پایان ۱۰ نفر دیگر

از دوستان وبلاگنویس را جهت شرکت در بازی دعوت می کنم.

 

 

من فربد نیک اقبال فرزند فریبرز متولد خیابان مدرس شرقی شهر نفت خیز گچساران ﴿ دوگنبدان ﴾ در استان

کهگیلویه و بویراحمد هستم.پدرم فرزند قباد خان سی سختی﴿ بنیان گذار اولین مدرسه و کلاس درس در

استان ﴾ و مادرم از سادات رضا توفیقی  و منسوب به امام زاده علی از فرزندان امام محمد تقی است.

نخستین عوامل تاثیر گذار در زندگی کودکی و تا به امروزم شرایط خانوادگی ، علاقه وافر پدرم به کتاب و کتاب -

خوانی و تشویق من در این خصوص ، تشویق ها و حمایت های مادر مهربانم و دایی بزرگوارم حاج محمد تقی -

توفیقی بودند. در آن زمان که کلاس سوم ابتدایی بودم مجله ای با تیراژ ۳ جلد می نوشتم که یک نسخه برای

پدرم و یکی دایی ام و دیگری برای آرشیو خودم بود.

در واقع خلاصه ای از مطالعات هفتگی ام بود.این را هم بگویم که من تک فرزند پسر خانواده بوده و هستم که

این مساله تاثیر زیادی بر شرایط زندگی ام و بخصوص مسایل عاطفی ام داشته.به مطالعه تاریخ ، ادبیات،

جامعه شناسی ، ریاضیات جدید ، فلسفه و فیزیک نوین علاقه داشته و بیشتر در این زمینه ها مطالعه و یا

کار پژوهشی انجام می دهم.عاطفه و احساس سرشاری دارم. در درون خود به تمام انسانها عشق می ورزم

و احساس مسئولیت می کنم.به هر اندیشه آزاد و مستقل ولو خلاف آرای شخصی ام باشد احترام می گذارم

.به عقل و اجماع جمعی معتقدم . به تاریخ و فرهنگ پربار و رخشای ملتم افتخار کرده و عشق می ورزم.

از دوران دبیرستان به سرودن شعر روی آوردم ،البته شور سرودن داشتم نه اینکه وارد شوم که از وجودم

تراوش می کرد.راهنمایی ها و تشویق های یکی از دبیرانم به نام آقای بینش در این مرحله بر من فراوان اثر

گذاشت. دوستی ام با دیگری از دبیرانم در دوران دبیرستان به نام آقای ایران نژاد ﴿ مالمیری ﴾ تاثیرات فراوان

در بینش اجتماعی ام گذارد. در آن زمان که سال چهارم دبیرستان را می گذراندم با تنی از دوستان صمیمی

و هم آرا به نام های ﴿ مهدی گندمکار، کیوان شیری ، فردین هاشمی ، اورنگ نارکی و ... ،﴾ نشریه کیوان

را انتشار کردیم که پس از انتشار اولین شماره ، همه ما را کله پا کردند و از اینجا بود که شروع شد ........

پس از ورود به دانشگاه در سال ۱۳۷۲ ﴿ دانشگاه علامه طبا طبایی تهران ﴾ بر فعالیتهای اجتماعی و ۳۰ یا ۳۰

افزودم. در محضر بزرگانی چون ﴿ شادروان داریوش فروهر ﴾ ، ﴿ شادروان مهدی بازرگان ﴾ ، ﴿ جناب محسن

پزشک پور رهبر حزب  پان ایرانیست ﴾ ، با آموزه های ملی ، تاریخ ایرانزمین و بسیاری از مسایل اجتماع ایرانی

آشنا شدم و کسب دانش و تجربه نمودم. و نیز در نزد دوستانی دیگر ! با سیاست روز و مکاتب مختلف فکری

و سیاسی آشنا شدم . اینها خود تاثیرات فراوان بر من و زندگی ام داشتند البته با حفظ استقلال فکری و

عدم وابستگی . به شادروان محمد مصدق پیشوای بزرگ ملی عشق می ورزم و او را الگویی برای تمام

فرزندان ایران می دانم.در دوران دانشجویی با جناح چپ همسو بوده و عضو دفتر تحکیم وحدت و... بودم.

اینها همه اثرگذار بودند اما همواره استقلال رای و عدم وابستگی برایم مهمتر بوده و است.

اعتقاد به انحراف بزرگ در مبارزات و انقلاب ملت ایران و کوتاه و بی پایه نشان دادن ریشه های آن که موجبات

تبعیض ها ، انحرافات ، تقسیم جامعه ایرانی به خودیها و نخودیها و تشکیل از نوی اساس هزار فامیل و ...

را سبب شده ، اساس تفکر سیاسی و اجتماعی و مبارزاتی من را شکل می دهد. این اعتقاد اثر فراوان بر

بینش سیاسی من داشته و شناساندن و تلاش در جهت اصلاح این انحراف  بزرگ از اهداف من است.

اما خودم :   خود از میان برخاست و دیگر خودی نیست.

ولی اگر بخواهید بدانید از غذاها به همه علاقه دارم و کمتر خوراکی است که نپسندم و از رنگها به آبی و

شرابی علاقه دارم.در ابراز رای و عاطفه و احساساتم بسیار راحتم و سخنم را به راحتی می گویم.

اغلب در عشق و دوست داشتن شکسته پایم! اما با این حال همیشه عاشقم.!!!

این مقدار کافی است تا بعد.

و اما دوستان زیر را جهت شرکت در بازی وبلاگی دعوت می کنم. امید که دعوتم را بپذیرند:

۱- دکتر اسفندیار دشمن زیاری . نویسنده وبلاگهای ﴿ شراره های آفتاب و آوای شاهپور ﴾.

۲- نوید  . نویسنده وبلاگ﴿  تفکرات یک مهاجر غیر قانونی وب ﴾ .

۳- ابوطالب . نویسنده وبلاگ  ﴿ گچساران بلاگ عشق ﴾.

۴-  علی اکبر رحیم فر  نویسنده وبلاگ ﴿  فرزند عشایر ﴾.

۵ - م .  نویسنده وبلاگ ( دختر بن آسیاب ).

۶-محسن رحیمی .نویسنده وبلاگ ( در مورد زندگی بختیاری ).

۷- مجتبی تقوی .نویسنده وبلاگ ( فریاد ).

۸- جلال اسفندیاری . نویسنده وبلاگ ( شیهه آفاق ).

۹- عمو لره .نویسنده وبلاگ ( برپا خیز ... ) .

۱۰- مسعود اصلانی . نویسنده وبلاگ ( عجیب ترین نرم افزارها ).

/ 22 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تاريخ و جغرافيا

با سلام به جناب آقای نيک اقبال بنده دوازده سال قبل ( فرهنگ واژه های لری -گويش ماهشهری و هنديجانی) را نوشتم و جز تکثير حدود چهل نسخه آن به دليل مهاجرتم به خارج از کشور متاسفانه امکان انتشار آن ميسر نشد. در مقدمه همان کتاب توضيح داده بودم که زبان لری همچون زبا کردی فرصتی برای تبديل شدن به زبانی ( واحد) را نيافته و به همين دليل ما نه يک زبان بلکه چند و حتی چندين زبان لری داريم. در نتيجه لازم است تا در هر بخشی از قوم لر يک نفر به نمايندگی از گويش خود کتاب واژگان لری را گردآوری کند تا با در کنار هم قرار دادن آنها بتوانيم (فرهنگ کامل و بزرگ زبان لری ) را بوجود بياوريم. با ديدن خبر انتشار قريب الوقوع کتاب واژگان لری توسط جنابعالی بی نهايت خوشحال شدم. بويژه اينکه گويش محلی شما با گويش ما در جنوب خوزستان تقريبا يکی است. از شما و همه عزيزان لر خواهش می کنم با بنده در تماس- ارتباط - و همکاری فکري باشید.. زنده باشيد. عبداللطيف عبادی - منچستر - انگلستان

مجتبی

سه لام شهادت مظلومانه دهدر ختم رسل ، حضرت فاطمنه خدمت تمامي همتبارون تسليت عرض ايكنم. فريد خان خيلي زيبا در مورد خوت نوشتي بي موفق بويي ..... خدا نيهدارت

رضا خرم آبادی

خوشحالم شرکت کرديد و متشکر از لطف فراوانتون . يه نکته بگم و اون اينکه يه خورده يلدا بازی رو با تاثيرات قاطی کردين ولی قشنگ نوشتين . در مورد اون مطلب پير و پسر هم بايد بگم گه گاه اينطور پيش مياد . وقتی روی وبلاگی می ريد که می دونيد به روز شده ولی نوشته اش رو نمی بينيد کنترل و اف پنج رو با هم بزنيد تا صفحه از نو رفرش بشه و سرور شما دوباره باز خوانيش کنه . در اين حالت به احتمال قوی می بينيدش . موفق باشيد .

محسن

فريد جان بازم سلام . شرمنده تو بازيتون شرکت نکردم ولی مطالب خودتونو که خوندم در بسياری از موارد منم کپی شمام . من دوروی يه سکه ام يه روی اون ملی يه روی اون مذهبی .بقول شاعر شيرخدا و رستم دستانم آرزوست . به نظر من اينا بايد دوبال ما ايرانيها باشندبرای رسيدن به کمال و ساختن ايرانی اباد و سر بلند . فقط من بدلايلی زياد به مخم فشار نياوردم و تحصيلاتم فعلا در حد دیپلم تجربی و کارمند بانکملی انديمشک و معاون دايره حسابداری شعبه هستم .و بسيار کاری و پرتلاش . شايد اندازه دو تا کارگر افغانی تو بانک کار ميکنم و هدفم خدمت به موسسه و ارباب رجوع و بردن لقمه ای نان حلال به منزل ميباشد . اميدوارم منم تا حدودی تو بازيتون شرکت کرده باشم . راستی اگه زود تر با شما اشنا ميشدم چند وقت پيش تعدادی از همکارانم برای صعود به قله دنا به شهرتون اومده بودن که اگه افتخار اشنائی با شما زودتر نصيبم ميشد حتما مزاحمتون ميشديم و تو خرج مينداختيمتونانوقت از اشنائی با ما پشيمون ميشدين .چون حقوق يه ماهتونو ما يه شبه ميخورديم

حبيب

سلام فريد جان. لااقل اين بازی ات را به روز کن. منتظريم.

مجتبی

سه لام ممنون زه يو كه سر زيدي لطفت كم نبو خدا نهدارت

يلدا

به رسم ادب سلام شرح قشنگی از زندگينامتون نوشتيد دستتون درد نکنه راستی شما مگه متولد چه سالی هستيد که سال ۷۲ رفتيد دانشگاه اخه من فکر می کردم که شما بايد متولد ۵۹يا ۶۰ باشيد

بهار

سلام آقای نیک اقبال.شما گفتید که پدرتون فرزندملا قباد هستن.ولی شما گفتید گچسارانی هستید. ولی ملا قباد سی سختیه.منم نتیجه ملا قبادهستم.